فجر مقدس
3
پيشگويي
مجتبي السادة
ترجمه: محمود مطهري نيا
اشاره :
گفتيم كه پيش از بررسي حوادث شش ماهه
دوم آخرين سال غيبت لازم است كه به برخي مباحث پرداخته شود كه
در دو قسمت قبلي با ضرورت طرح موضوع نشانههاي ظهور، تقسيمبندي
انواع ظهور (اصغر و اكبر) و شگفتيهاي پيش از ظهور آشنا شديم. در اين
شماره هم بخشي ديگر اين سلسله مطالب تقديم حضورتان ميگردد.
تمامي نشانههاي ظهور در
اصل نوعي خبر دادن از آينده به حساب ميآيند كه اين خبر دادن از
آينده هم تنها با عنايت خداوند علاّمالغيوب از طريق وحي، الهام يا
ديگر راهها و با يك يا چند واسطه كه شرايط نيل بدين منظور را فراهم
كنند ممكن خواهد بود، چنانكه پيامبر(ص) و پس از ايشان ائمه(ع) از
اين ويژگي برخوردار بودهاند. اين عقيده از نظر اسلامي مسأله ثابت
شدهاي است و در قرآن كريم هم چنين آمده است كه:
عالم الغيب فلا يظهر علي غيبه أحداً
إلاّ من ارتضي من رسول .
(خداوند) داناي غيب است و تنها آنها كه مورد رضايت
و پسند رسول باشند از آن باخبر ميشوند.
از همين روست كه شخص معصوم(ع) از حوادث آينده خبر داشته و
ميتواند الان از وقوع آن درآينده خبر دهد.
و امّا در مورد حوادث يا علاماتي كه روايات از وقوع آنها پيش از
ظهور خبر دادهاند و مدتها پيش از ظهور اتفاق ميافتند، در واقع اگر
بخواهيم آنها را هم از نشانههاي ظهور بدانيم، بايد توجه داشته
باشيم كه معصومين(ع) برخي از حوادث بزرگ و قابل توجهي را كه
پيشاپيش از وقوع آنها به كمك وحي و الهام مطلع بودهاند آن را
مرتبط با ظهور معرفي ميكردهاند تا نسل معاصر آن حوادث و آنها كه
پس از چنين جرياناتي زندگي ميكنند به صدق پيشگوييهاي اين اخبار
توسط معصومين(ع) پي ببرند. و نسبت به وقوع ديگر حوادث اطمينان
نسبي و قلبي پيدا كنند و چشم انتظار ديگر جريانات و در نهايت ظهور
حضرت مهدي(ع) باشند. به عبارت ديگر هر چه اين نشانههايي كه
مرتبط با ظهور عنوان شدهاند بيشتر محقق شوند، بينندگان و شنوندگان
اين اخبار از يك سو از صدق اينها به صدق ديگر اخبار كه هنوز رخ
ندادهاند پي ميبرند و از سوي ديگر انتظار و التهاب قلبي آنها به
اميد ديدار آن يار سفر كرده شدت مييابد.
آن دسته از حوادثي هم كه بلافاصله قبل از ظهور اتفاق ميافتند از
اين جهت بر ظهور دلالت ميكنند كه خداوند متعال اين حوادث را به
عنوان نشانههاي ظهور و براي جلب نظر مردم به جريان مياندازد؛
خصوصاً جمعيتي از مؤمنين مخلص و منتظر كه چشم انتظار ديدار فجر مقدس
هستند، از همين روست بعضي از علامات را كه محدوده زماني مشخصي
دارند دال بر ظهور بيان شدهاند.
به عبارت بهتر ميتوان گفت كه بعضي از اخباري كه معصومين(ع)
فرمودهاند و اهل حديث آنها را در كتابها و منابع حديثي خويش ثبت
كردهاند به عنوان اين كه پيش از آن حادثه محبوب و مطلوب رخ
خواهد داد و جريان خاص آن خبر تا كنون رخ داده از اين جهت است كه
يقين داشته باشيم چنين مطلبي را پس از نگارش آن منبع حديثي به
آن اضافه نشده و اين خود بهترين دليل براي صدق اينگونه احاديث
است مضاف براينكه به طور ضمني وجود حضرت مهدي(ع) را اثبات
ميكنند.
برخي از حوادثي كه احاديث پيشاپيش از رخ دادن آنها خبر دادهاند و
وقوعشان در كتب تاريخي پس از گذشت سالها به ثبت رسيده،
(پيشگوييهاي مطابق واقع ايشان) از اين قرار است:
پيشگويي
اول و دوم: انحراف و فساد بنيعباس
پيامبر(ص) و ائمه(ع) دربارة ويژگيهاي حكومت بنيعباس از جهت
منحرف شدن آنها به سمت فساد و خروجشان از مسير حق خبر دادهاند.
عبدالله بن عباس ميگويد: پيامبراكرم(ص) به پدرم فرمودند: «عباس!
واي بر فرزندان من از دست فرزندان تو و واي بر فرزندان تو از
فرزندان من.» به ايشان عرض كرد: «يا رسولالله! آيا دستور ميدهيد
كه از زنان كنارهگيري كنم؟» حضرت فرمودند: «علم خداوند انجام
يافته است قابل تغيير نميباشد و انجام و تحقق امور به دست اوست و
فرزندانم به اين امر مبتلا خواهند شد.»
به خوبي ميدانيم كه دولت بنيعباس چه بر سر ائمه(ع) و ديگر
فرزندان رسول اكرم(ص) در طول تاريخ آوردند و چه آوارگيها، تعقيبها
و دستگير شدنها و ستمهايي را از آنها چشيدند كه مشهورتر از آن است
كه اين روزها بخواهيم آن را به نگارش درآوريم ولي آنها كه
ميخواهند اطلاعات بيشتري در اين رابطه داشته باشند ميتوانند به
كتاب مقاتل الطالبيين نوشتة ابيالفرج اصفهاني مراجعه كنند. مضاف
بر اين در برخي از روايات از فروپاشي حكومت بنيالعباس و از بين
رفتن آنها خبر داده شده است. مثلاً امام باقر(ع) طي حديثي
ميفرمايند:
... سپس بنيعباس به سلطنت ميرسند و همواره در عيش و نشاط حكومت
و وفور خوشيها خواهند بود تا اينكه در ميان آنها اختلاف ميافتد و پس
از آن كه دچار اختلاف شدند حكومت را از كف ميدهند.
لازم است به ياد داشته باشيم امام باقر(ع) پس از زوال سلسلة
بنياميه به شهادت رسيدند و 18 سال بعد حكومت عباسيان بر مسلمانان
مسلط شدند.
پيشگويي سوم:
اختلاف اهل مشرق و مغرب
در ادامه حديثي كه از امام باقر(ع)
نقل كرديم حضرت فرمودند:
و اهل مشرق و مغرب دچار اختلاف ميشوند.
كه نمونههاي بسياري براي اين اختلاف در طول تاريخ ميتوان
يافت: مانند اختلاف اهل مشرق و مغرب براي تعيين مرزهاي كشورهاي
اسلامي كه اين مسأله سابقه طولاني در ميان مسلمانان دارد به طوري
كه بر مشرق عباسيان حكومت ميكردند و بر مغرب يا همه اندلس اسلامي
حكمرانان اموي. يا اينكه در شمال آفريقا(غرب) دولت فاطميون را
تأسيس كردند در هر دو حالت غرب از خلافت مشرق كه در دست عباسيان
بود، جدا شده بودند.
شايد هم منظور چيزي است كه در عصر كنوني ـ از زمان جنگ جهاني
دوم تا الآن ـ شاهدش هستيم كه دو دولت بزرگ وجود داشتهاند به
طوري كه يكي مدعي زعامت (جمهوريها) در مشرق است و ديگري خود را
فرمانرواي غرب ميشمرد به هرحال اختلاف را به هر كدام از اين
معاني يا معاني ديگر بگيريم اين اختلاف ميان شرق و غرب از جمله
نشانههاي ظهور است و همواره شاهدش بودهايم. به جانم قسم كه اين
خود از معجزاتي است كه صدق كل روايت را نتيجه ميدهد و صاحب بيعت
(حضرت مهدي(ع)) هم در اين حديث مطرح شده است.
در همان حديثي كه از غيبت نعماني پيش از اين طرح كرديم، آمده
است:
قائم(ع) در سالهاي فرد (1، 3، 5) قيام خواهند كرد.
و سپس فرمودند:
وقتي بنياميه دچار اختلاف شوند و حكومتشان از دست برود سپس
بنيعباس به سلطنت ميرسند بهار حكومت و وفور عيش آنها دايمي نخواهد
ماند و در بين آنها اختلاف افتاده و پس از اين تفرقه حكومتشان بر
باد ميرود و اهل مشرق و مغرب دچار اختلاف ميشوند، آري حتي اهل
قبله هم (چنين خواهند شد)، همواره مردم سختي شديدي به خاطر ترسي
كه بر آنها ميگذرد، ميمانند، تا اينكه منادي از آسمان ندا دهد. پس
وقتي ندا داد كه: «النفير، النفير» (كوچ كنيد، كوچ كنيد) به خداوند
قسم گويي كه به او مينگرم كه در ميان ركن و مقام با مردم بيعت
ميكند... .
اين سه پيشگويي اتفاق افتاده در تاريخ آن هم پس از بيان
آن حضرت(ع) و نقل محدثين در منابعشان خود بهترين دليل بر صدق صدور
آن از معصوم(ع) است
ادامه دارد.....
فجر مقدس1
فجر مقدس2
فجر مقدس3
فجر مقدس4

صفحه اصلي